تبلیغات |
دنیای اون طرف تخیل دنیا زیباست...منهای آدمهایش
| ||
|
حالا... مینویسم اما برای خودم،برای محض وجود مجازیه خودم. [ دوشنبه 25 بهمن 1389 ] [ ساعت 20 و 12 دقیقه و 06 ثانیه ] [ shadow 13 ]
ابر سیاه بود... بغض کرده بود، اما... میگفت: نمیبارم، بر سر این آدمهای لجنی!!! اشک نمیریزم روی این زمین منحوس... و ابر بغضش را فرو خورد... و بغضش را فرو خورد... بعد... تکه تکه شد!!!
آنجا که دیگر دستت به نوشتن نمیرود... و آنچه هست... حسی است بزرگـ، به بزرگی دنیای تو، به زیبایی همین دنیای تخیلیــ، و روحتـ، چون قاصدکی... غوطه ور در تمام خوشبختی عالمـ... طبقه بندی: سه نقطه جات!،
کسی چه میداند... شاید امسال هم، برود وردست سالهای قبل، بشود گذشته... آنوقت بگوییم: هی! یادش به خیر... پارسال هم سالی بود، چه کار کردیم و چی شد و ... بعد سال جدید بشود، بشود سال هزار و سیصد و نود و یک... سر سفره ی هفت سین، مثل پارسال... یک حس خوب بزند وسط قلبمان که... امسال متفاوت است، امسال اتفاقات خوب میفتد...امسال... حسهای دروغگو! حسهای مزخرف!حسهای چرند! مثل پارسال، مثل سال قبلش، مثل هفتاد و یک، هشتاد و یک... بعد یک غم ناشناخته، یک بغض لعنتی بیفتد توی قلبت، بترسی که از چشمت بزند بیرون! بترسی گریه کنی! مرد که گریه نمیکند؟! بروی یک گوشه پیدا کنی... بعد... بشکنی، خرد بشوی توی خودت! کسی چه میداند... تا کجا باید ادامه داد؟ تا چه سالی؟ هزار و چهارصد و یک، هزار و چهارصد و یازده؟ تا کجا؟ بعد بشوی دیوانه ی کوچک(به سبک ولگرد کوچک، عشق من، چاپلین) راه بیفتی توی جاده ی خودت، سال از نو، خودت تنها، وسط جاده ای که اطرافش آدمها نشسته اند، خوش اند، زیر درختها، کنار هم... تو نگاهشان میکنی، با نفرتی غمگین، و میگذری... تنها... با سیگاری بر لب... توی جاده ای که... مال توست!!! پ.ن:سال جدید هم، مثل سالهای جدید قبل... مبارک! پ.ن.دو:سال نهنگ است،نهنگ بشوید!!!
ماشینی متوقف توی ایستگاه اتوبوس... دختری که پیاده میشود، میرود کاغذی به دیوار میچسباند، آخر زمستان است... هفت روز گذشت، عکسی روی کاغذ، آخر زمستان است... آدمها دارند ادامه میدهند، می آیند و میروند... کاغذی به دیوار، عکسی روی کاغذ، هفت روز گذشتـ...!
توی مغازه ی لوازم عکاسی، یه لنز nikor 55-200 دیدم... من: آقا این لنزه قیمتش چنده؟ جناب مغازه دار: این مال دوربینه!!! میخواستم به سبک این مریدان قدیمی هستنا! پیرهنمو شرحه شرحه کنم و نعره ها بزنم و پا برهنه توی خیابون بدوم و سر به بیابون بذارم!!! ولی راستیتش بارون میومد هوا یخده سرد بود!!! اینه که از خیرش گذشتم! پ.ن: البته بعد از اینکه به آقای فروشنده اطمینان دادم که میدونم فلسفه ی وجودی لنز چجوریاس و خوردنی نیست و جزو لوازم اگزوز تریلی و غیره هم نیست... فهمیدم قیمتش 450 هزار تومن ناقابله، و توی رویاهام فرض کردم که بستمش سر دوربین کوچولوی نحیفم(در راستای راز قانون جذب و اینجور چرندیات!)
من چی ام؟ یه علامت سوال گنده! یه تاریکی به بزرگیه دنیام. و تو... بزرگترین جواب آفرینش! روشناییه ابدی...
به سرم زده مثل این جوونای آمریکایی که شکست عشقی میخورن چند وقتی برم توی معدن یا روی کشتی کار کنم!!! فکر بد نکنین!خبری از شکست عشقی نیست،ته دنیا که وایساده باشی همینه،دیگه چیزی خوشحالت نمیکنه. پ.ن:کسی میدونه چرا روز افتتاح این دیوونه خونه عدل افتاده توی ایام مبارک ولنتاین؟! پ.ن.دوباره: از این کثافت کاریای انسانی متنفرم!(منظورم دقیقا عشق مقدس لعنتی بود!) طبقه بندی: سه نقطه جات!،
سکوت میکنم... تا حرفهای ناگفتنی، آتشم بزند، تا مرز انفجار پیش میروم، و بعد... آرام و خاموش و دلمرده، به آدمهایی فکر میکنم که... پ.ن: سخت است آنها که در کنارت حسشان میکنی... رو به رویت ببینیشان!!! طبقه بندی: سه نقطه جات!،
وقتی کودک 27 ساله احساس پیری میکند!!! تولدت مبارک
آنها که باورت دارند که باورت دارند. آنها که باورت ندارند، به ... جهنم!!!
کاش هر شب از خودت می پرسیدی: امروز چقدر انسان بودم؟!
وقتی حاظر میشی قرص بخوری... باید پای حساسیتش هم وایسی!!! پ.ن:اما خانواده ی بنزودیازپین(دیازپام و دوستان!)، معجزه اند!
طبقه بندی: سه نقطه جات!،
یکی بود یکی نبود. یه وقتی یه گربه داشتیم... البته از این گربه خونگی خریدنیا نبود، ولی بهمون عادت کرده بود. این گربهه بر خلاف اینکه میگن "گربه بی حیاس" و غیره، خیلی هم باحیا بود. اگه بگی به جوجه ها یه نگاه چپ کنه نمیکرد! اما یه روز، این گربهه با تمام سرعت، از روی پشت بوم پرید توی حیاط پشتی، کلاغا دنبالش کرده بودن و حسابی وحشت زده بود، انقدر وحشت زده که حتی ما رو هم دشمن میدید، ما که همیشه نوازشش میکردیم، که میومد تو اتاق می نشست کنارمون، اما توی اون لحظه حتی ما رو هم دشمن میدید. میخواست بهمون حمله کنه!خب ما چیکار کردیم؟ هیچی، گذاشتیمش به حال خودش. البته خب... اون حیوون بود و بعد چند لحظه کم کم به خودش اومد. هرچی باشه آدم که نبود!!! پ.ن: باز دنبال شعار میگردی؟ اما این فقط یه خاطره بود، محض خاطر دل خودم!!! پ.ن.بی ربط: اون که زیر ظلمه و جز ناله زدن هیچ غلطی نمیکنه... به اندازه ی ظالم مستحق عذابه.گیرم واسه خودش یه پا فاشیست مخفی باشه!!!
و امشب... عجیب ترین شبها، دو راه، دو انتخاب، میانه ای نیست، حق یا باطل؟! پ.ن: خودت باش و خودت... شعار نده،حرف مفت نزن،توجیه نکن...کدام طرفی هستی؟؟؟ |
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||